۱۳۸۷/۰۴/۲۴

پسری از جنس شیشه

سلام دوستان من سامان هستم
می خوام یکم از خودم بگم شاید بعضی ها بگن چه از خود راضی ولی اینگونه نیست این منم

سامان یه پسر ایرانی با گرایشی کاملا لطیف و عاشقانه به هم جنس خود بود
آری سامان یک همجنسگرا بود که اندیشه ای فراتر از زمان خود داشت.اودر دنیای زندگی می کرد که هیچ تشابهی با روحیات او نداشت.آری او با اندیشه هایی مخالف با زمان خود زندگی می کرد.برای همین برای او زندگی جندان شیرین نبود.
سامان پسری با اندام کاملا پسرانه،اخلاقی مردانه اما روحی لطیف وبچه گانه داشت که همیشه ظاهر مردانه او را تحت الشعاع قرار میدا.سامان از بچه گی یاد گرفته بود که تنها باشد !تنهای تنها!؟
چرا که ساز ناهمگون زمانه می خواست که او همیشه تنها باشد و چون سامان نمی خواست ساز مخالف را به صدا در آورد بریا همین آهنگ زندگیش مختص شد به نوت های جاری روی کاغذ.
سامان همیشه به همه اطمینان داشت تا مادامیکه خلاف ان ثابت شود.برای همین به همه اطمینان میکرد و همنی باعث شکست او در مراحل زندگی بود.سامان ساده نبود ولی روح لطیفش اورا به سادگی دعوت میکرد.
سامان یک همجنسگرا بود که هیچ شریک جنسی نداشت چرا که او به عشق فکر میکرداری سامان اینگونه بود و اینگونه هست و اینگونه خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست: