۱۳۸۷/۰۴/۲۴

پسری از جنس احساس

پسری از جنس احساس
وقتی پسری ایرانی می گوید دست سردم را بگیر!
ناخودآگاه دستانم به سویش دراز می شود ،وقتی دستش را میان دستانم احساس کردم علیرغم اینکه می گفت دست سردم را بگیر گرمی خاصی را احساس کردم.آری این گرمی روح لطیف و طبع احساسی اوست که به من گرمی می بخشد.
پسرک از جنس دیگر است،آری از جنس احساس،خیلی فکر کردم که چرا من و امثال او این چنین هستیم؟چرا اجتماع ما را اینگونه طرد میکند؟چرا ما ناهنجاری هستیم؟و چراهای دیگر که هر کدام برای خودش دنیای حرف است.
سینا و آیدین جان این اجتماع نیست که ما را طرد کرده است ای مائیم که اجتماع را طرد کرده ایم!این ما هستیم که فکر می کنیم چون از جنس دیگری هستیم پس مطرود اجتماع هستیم؟ما با خودمان مشکل داریم و نمی توانیم به سازگاری برسیم آنگاه انتظار آن می رود که اجتماع ما را دریابد.
سینا و آیدین عزیز
زمانی در این اندیشه بودم که ضربه ای به این اجتماع بزنم فکر می کردم مرگ منو امثال من می تواند پیامی نویدبخش برای دیگران باشد اماوقتی به این واقعیت رسیدم که نه تنها مرگ من بلکه مرگ هزارن من دیگر بلکه میلیون ها من دیگر نقشی در سرنوشت دیگر هم نوعان و هم اندیشاننمان نخواهد داشت پس چه بیهوده کاری است این کار!
پس بهتر است زندگی کرد نه به خاطر خود بلکه به خاطر لجبازی که با دیگران داری!
وقتی احساسات شاعرانه یک پسر ایرانی که ار جنس احسای هست را می بینم ناخوداگاه می خواهم کهرابطه ای بین پسران شیشه ای،پسرانی از جنس خورشید وپسرانی از جنس احساس ایجاد کنم.
که این امر مستلزم یک ایثار و گذشت از هر کدام یک از این فرشته های آسمانی است
اری وقتی پسر شیشه ای،پسری از حنس خورشید و پسری از جنس احساس یکی شوند
آنگاه پسر رویایی پا به عرصه خواهد گذاشت و چه زیباست رویایی که به حقیقت پیوندد
سینا جان ،پسری از جنس احساس
آیدین جان پسری از جنس خورشید
به امید آنروزی که منو توو او ما شویم وجمله گی یک من شویم

هیچ نظری موجود نیست: